چکيده
كشور ايران از پتانسيل و مزيت نسبي مناسبي براي توسعه صنعت پتروشيمي با هدف تكميل زنجيره ارزش
نفت و گاز برخوردار است. لذا تشريح جايگاه بخش ساخت مواد و محصولات شيميايي در اقتصاد ايران و
بررسي اهميت اين بخش و پيوندهاي آن با ساير بخشهاي اقتصادي ضروري است. از آنجايي كه خوراك و
مواد اوليه صنعت پتروشيمي وارداتي نيست و گاز و نفت كافي براي توليد اين صنايع در كشور وجود دارد
لذا هر قدر در توسعه صنايع پتروشيمي تلاش شود از گاز و نفت نيز بهتر و بيشتر استفاده خواهد شد. در
نتيجه در اين پژوهش سعي بر ارائه يك الگوي بهينه جهت كنترل هزينه پروژه هاي صنعت پتروشيمي بر
اساس شاخص هزينه در زمان تكميل در مديريت ارزش كسب شده مي باشد.
نظارت بر پروژه بايد به اندازه كافي )از نظر نظارت دقيق و تشخيص انحرافات و اتخاذ اقدامات مناسب براي
رفع هرگونه انحراف( به منظور كسب سود مي بايست مورد توجه قرار گيرد. با توجه به ماهيت پوياي شرايط
پروژه در آغاز، نياز به تجديد نظر منظم در بودجه پروژه براي اجراي موثر پروژه وجود دارد. يكي از ابزارهاي
مديريتي و نظارتي مورد استفاده مديران پروژه، مديريت ارزش كسب شده است. مديريت ارزش كسب شده
مي تواند مديريت 3عنصر حياتي مديريت پروژه )محدوده، زمان و هزينه( را تسهيل كند. تخمين هزينه
در زمان تكميل پيش بيني از كل هزينه پروژه در زمان تكميل آن است كه يك ابزار مهم براي نظارت بر
عملكرد پروژه است.
از اينرو در اين پژوهش از پنج روش از مدل هاي يادگيري ماشيني شامل شبكه عصبي حافظه كوتاه مدت
طولاني، رگرسيون خطي، ماشين بردار پشتيبان، درخت تصميم و نزديكترين همسايه كا، جهت پيش بيني
هزينه در زمان تكميل پروژه استفاده شد. ليكن بر اساس داده هاي تاريخي پروژه پتروشيمي دماوند
مدلسازي هاي مذكور انجام گرديد. در نتيجه مدل هاي شبكه عصبي حافظه كوتاه مدت طولاني و رگرسيون
خطي نسبت به مابقي مدل ها نتايج بهينه تري را ارائه نموده و به مديران جهت پيش بيني هزينه هاي در
زمان تكميل پروژه اطمينان بيشتري را دادند.
واژگان كليدي: يادگيري ماشيني، هوش مصنوعي، كنترل هزينه پروژه، مديريت ارزش كسب شده، برآورد
هزينه در زمان تكميل